خرید بک لینک
یک نفر نیست بگوید که چرا گریانی؟
که چرا باز شدی در قفس ات زندانی؟

که چرا نور از عمق دل من دور شده
که چرا باز شدم جغد شب پایانی

یک نفر نیست کمی دست به مویم بکشد
و بپرسد که چرا باز چرا حیرانی

بزم مهتاب به پا هست و تو دعوت شده ای
کاش بی من نروی باز به آن مهمانی

گفته بودی که به آغوش تو دعوت شده ام؟
پس چرا باز مرا از بغلت می رانی؟

بوی موی تو مرا خوب گرفته ست به دست
تو همان ناب ترین آب ِگل کاشانی

دو سه خط شعر برای تو نوشتم امشب
پرسش این است که اشعار مرا میخوانی؟


شرایع تکلیف

برچسب: یک نفر نیست بپرسد از من,یک نفر هست که نیست,محسن یگانه یک نفر نیست,یک نفر همیشه یک نفر نیست,بعضی ها مال یک نفر نیستن, نویسنده: نوید اکبری تاريخ: شنبه 20 شهريور 1395 ساعت: 21:13

صفحه بندی