صدای بازار
رشت رو پلی کردم، چشمام رو بستم و دارم تو شلوغی بازار تنها راه میرم. هر مغازه داری یه تصوری از آدمهای جدیدی که از مقابلش رد میشن داره. هر کدوم یه جور قضاوتت میکنن. ولی حقیقت اینه که هیچکدوم از اونا از اونچه که تو این بیست و چند ماه بهت گذشته خبر ندارن. این وسطها صدای یکی از فروشنده ها میاد که پشت هم میگه: "تره اوچین"! با خودم میگم کاش اون موقع که خدا ما رو میآورد روی زمین میگفت تره اوچین! حالا ما هم که نمیخواستیم هرچی سالم و رسیده بود رو برداریم. این وسطها برای اینکه در حق کسی اجحاف نشه چهارتا از خراب خروبها و نارسها هم برمیداشتیم. ولی عوضش همون چندتا باب میلمون بود. "برچینِ گوجه اینجاست" خانم کنار دستیم میگه میشه اگه قصد خرید ندارین یه کم برید اونورتر؟
دی ۹۷
برچسب:
نویسنده: نوید اکبری
تاريخ: پنجشنبه
25 بهمن
1397 ساعت: 1:00